بررسی تطبیقی نقش نیروی قزاق و مداخله قدرت‌های خارجی در مهندسی قدرت سیاسی ایران معاصر طی سه کودتای لیاخوف، رضاخان و زاهدی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
چکیده
چکیده
این پژوهش با رویکرد تاریخی‌ـ‌تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه‌ای، سه کودتای معاصر ایران را با تأکید بر نقش بریگاد قزاق و مداخله قدرت‌های خارجی در مهندسی قدرت سیاسی بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که کودتاهای لیاخوف، رضاخان و زاهدی چگونه در پیوند میان مداخله خارجی، سازمان نظامی وابسته قزاق و بحران‌های ساختاری جامعه ایران شکل گرفتند. فرضیه پژوهش بر این مبناست که مهندسی قدرت سیاسی در این سه مقطع، نه حاصل عاملی واحد، بلکه محصول برهم‌کنش سه سطح بین‌المللی، ساختاری‌ـ‌نهادی و داخلی بوده است. چارچوب نظری مقاله بر یک مدل تلفیقی سه‌سطحی استوار است که در سطح بین‌المللی از نظریه امپریالیسم لنین و نظریه وابستگی فرانک، در سطح ساختاری‌ـ‌نهادی از رویکرد استفانی کرونین درباره نقش دوگانه ارتش در دولت‌سازی و نظریه زوال سیاسی و پریتورینیسم هانتینگتون، و در سطح داخلی از نظریه استبداد ایرانی و جامعه کوتاه‌مدت کاتوزیان بهره می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که در ۱۲۸۷، بریگاد قزاق به فرماندهی لیاخوف ابزار مستقیم روسیه برای سرکوب مشروطه شد؛ در ۱۲۹۹، خلأ قدرت و حمایت بریتانیا زمینه صعود رضاخان و مهندسی نظامی قدرت را فراهم کرد؛ و در ۱۳۳۲، مداخله آمریکا و بریتانیا با اتکا به فضل‌الله زاهدی به سقوط دولت ملی و تثبیت اقتدارگرایی وابسته انجامید. این مقاله نتیجه می‌گیرد که سه کودتا، در پیوند با تداوم استبداد داخلی، رقابت قدرت‌های خارجی و نقش‌آفرینی نیروی نظامی وابسته قزاق و نیروهای برآمده از سنت آن، الگویی مشترک از مداخله بیرونی، وابستگی سیاسی‌ـ‌‌نظامی و بازتولید تمرکز اقتدار در تاریخ معاصر ایران را بازتاب می‌دهند.
کلیدواژه‌ها