پژوهشگر پسادکتری سیاست تطبیقی و مدرس دانشگاه- مونیخ، آلمان
چکیده
چرخه سیاستپیمایی و قدرتنوردی در عصر رسانه، به منزله قماری بیحساب شناخته نمیشود، بلکه شیشهای شدن دیوارههای زیستی، شهروندان را با سیل بیوقفهای از معلومات تسلیح ساخته و اتهام جامعه اطلاعاتی بدون انسان مطلع را از حیات دموکراتیک برداشته است. زیست هیبریدی رسانهها به عنوان منبع معرفت و مصدر قدرت، شهروندان را از وضعیت فقر سوبژکتیو و موقعیت سوژهگی خجل، تائب و دگرآیین، به منهای فاعلیِ خودآیینی بدل ساخته که خلوت اندیشایی اصحاب قدرت را برهم زد. در واقع، رسانه به مثابه نیاز تابع قدرت و صاحب قدرت، آفات شناخت معوّقه را از جوامع دموکراتیک پس زده و شهروندان را مسلّح به آداب نوین کنشورزی سیاسی ساخت. ناظر به این جهانزیستِ چندجهانی، پرسیدنی است که چگونه درک و درنگ دیگرگون رخدادها توسط رسانهها، موجد تعمیق پیوند برگزیدگان و برگزینندگان میشود؟ در ضرورت اقامه فرضیه، سرشت و سیرت دوزیستانه رسانهها، موقعیت مسلط شناختی اصحاب قدرت را متزلزل ساخته و میدان فراخی برای ظهور دموکراسیِ بیشهروند و سیاستِ سلبریتی تمهید مینماید. در صحن سخندانی این قرائت انتحاری، ناترازی شناختی بین طرفین چرخه پیوند با توقیف خط اتصال دموکراتیک، طالع دون زنجیره نمایندگی را به گفتگوی ناشنوایان تقلیل داد. در همین شورش موقعیت است که فضای فراخی برای ظهور سیاست نمایندگیِ تکنولوژیک مهیّا میشود. پیشفرض نگاشته جاری با استقراض از طرح نظری نمایندگی جوهری و متدولوژی تحلیلی- تعلیلی به مهمیز آزمون گذاشته میشود.