برهم‌کنش راهبرد و بافتار و عاملیت: تحلیل نقش حشدالشعبی در سیاست منطقه‌ای ایران در عراق (2026-2014)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
چکیده
این مقاله نقش حشدالشعبی را در پیشبرد برخی اهداف سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در عراق با بهره‌گیری از رهیافت راهبردی ـ رابطه‌ای بریگی و هیل بررسی می‌کند. پرسش اصلی آن است که این نقش در چه شرایطی و از طریق چه سازوکارهایی شکل گرفته و چرا در دوره‌های مختلف دستخوش تغییر شده است؟. پژوهش با روش کیفی و توصیفی ـ تحلیلی، رابطه متغیر میان راهبرد ایران، بافتار سیاسی ـ امنیتی و اجتماعی عراق و عاملیت گروه‌های تشکیل‌دهنده حشد را در چهار مقطع تاریخی بررسی می‌کند: شکل‌گیری در بستر بحران داعش، نهادمندسازی پس از سال ۲۰۱۶، بحران مشروعیت و اعتراضات تشرین، و تحولات پس از ۷ اکتبر، جنگ 12 روزه و جنگ رمضان. یافته‌ها نشان می‌دهد که نقش حشد را نمی‌توان صرفاً با الگوی نیروی نیابتی یا بازیگر مستقل توضیح داد. در عوض، میزان هم‌پوشانی میان اهداف ایران، محدودیت‌ها و فرصت‌های بافتار عراق و منافع گروه‌های مختلف، ظرفیت کنش هماهنگ را در هر مقطع شکل می‌دهد. شکل‌گیری و تثبیت حشد ظرفیت‌های امنیتی و سیاسی تازه‌ای پدید آورد، اما هم‌زمان پرسش‌هایی درباره اقتدار دولت عراق، مشروعیت اجتماعی و خطر گسترش درگیری ایجاد کرد. مقاله استدلال می‌کند که پیامدهای کنش بازیگران نیز بافتار را تغییر می‌دهد و راهبردهای بعدی را محدود یا تسهیل می‌کند. بنابراین، تحلیل رابطه ایران و حشد مستلزم تفکیک میان نهاد رسمی و گروه‌های مختلف و احتیاط در تعمیم رفتار یک گروه به کل مجموعه است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات